خواب عجیب.

همه چیز عوض شده ....و تغییر کرده....دیگه مثل ۵سال قبل نیس..حتی رنگ ها هم عوض شده...

 

اما خوشم میاد هنوز این عادتت رو ترک نکردی....دوستش دارم....چون میفهمم هنوز چیزی هست....

اینکه هر روز صبح موقع رفتنت...جای بوسه گرمت پیشم میمونه...

دیشب خواب دیدم....یه خواب عجیب...میخوام کلی تعریف کنم تا فقط یادم بمونه...دوس ندارم بهش فکر کنم...

دیشب خواب دیدم...عروسی دختر عمه امه...منم خیلی خوشگل شده بودم...

همه فامیل هم بودن.....یهو هوا تاریک میشه....یه خانومی از جاش بلند میشه و میگه من سرنوشت همه تون رو میگم.....

مامانم از جاش بلند میشه میگه..:میشه سرنوشت بچه های من و بگی؟؟؟

خانومه میگه:درخت میبینم...(توی عالم خواب رویش سریع درختها رو توی یک بیابون برهوت میبینم)

خانومه ادامه میده:درخت خوبه....سبزه...رویشه....پسر کوچیکت اینده خوبی داره....

باز ادامه میده و رو به دختر عمه ام میگه...تو هم همینطور ....تو هم زندگی خوبی داری...

برمیگرده به مامانم  نگاه میکنه....نگاهش عجیبه...

میگه یه خبر بد برات دارم...

دلم هری میریزه...برای داداش بزرگم دعا میکنم...

که..

خانومه میگه...:همونی که جون پارسال عروسیش بود..نمیدونم ۵یا ۶ جون......همونی که عروسیش به تعزیه خورده بود...

همون.....سرطان میگیره و....

خودم و پشت جمعیت قایم میکنم.....و از ترس از خواب بیدار میشم....

صبح وقتی داشتم به خوابم فکر میکردم...دیدم...اره عروسی من ۲۰ جون بوده....بعد گفتم تعزیه که نبوده....یهو یادم ااومد که اونسال قرار بود زودتر عروسی بگیریم اما بابای شوهر خواهرم فوت کرد و ما مجبور شدیم عقب بندازیم...

حقیقت تلخی بود.

هنوز مزه اش تو دهنمه....

نمیدونم....همیشه حس میکنم وقت زیادی ندارم.........

نمیدونم اسمش رو چی بزارم ...؟؟؟

فقط میدونم میخوام ادامه بدم....

تو خودت تعبیرش رو خوب کن...میسپرم به خودت.

پ ن ۱:نمیدونم چرا اینجا نوشتم......من خوبم...همه چیز عالیه نگران نباشید...فقط یه خواب بود...دعا کنید به بیداری تعبیر بشه...(بیداریه دل)

دوستون دارم

               

 

/ 59 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرام

سلام میترا جونم الوعده وفا! من در مورد خوابت سوال کردم. گفتن که خواب جز در شرایط خاص و برای افراد خاص معنی و تعبیری نداره ولی در کل برای خواب های منفی مهم اینه که بدونی اول از همه به هیچ عنوان نباید اونا رو برای کسی تعریف کنی. به من اطمینان کامل داد که اینجور خواب ها فقط ریشه تو افکار منفی و نگرانی های روزمرۀ خودمون داره و اصلا تعبیر بد نداره. جالب اینکه بلافاصله ازم پرسید بچه داری یا نه. ازش نپرسیدم چرا؟ گفت: 1.در حدی که می خوای و دوست داری، صدقه بدی و بعدم در این مورد که توضیح دادم، گفت: 2. آیۀ 42 از جوشن کبیر رو به همراه بسم الله الرحمن الرحیم (قبلش) و بعدم جملۀ (سبحانک یا لا اله الا انت، الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب) رو با حضور قلب و تمرکز بخونی و تکرار کنی 3. به همراه رو رکعت نماز دفع شر که ترجیحا صبح زود بعد از نماز صبح می خونی. گفت که تا چند روز دیگه اگر توضیح بیشتری لازم بود، بهم زنگ می زنه. خلاصه منو که خیلی آروم کرد. امیدوارم تونسته باشم آرامش رو به تو هم منتقل کنم. ایلیا جونم،عزیزدل، پسر نازنینت رو ببوس.

سمیه مامان ایلیا

عزیزم خیر باشه خوابت . ولی زیاد نگران نشو آدم یه خوابایی گاهی می بینه . پسر خوشگلت چطوره . ببوسش از طر فمن .

گلناز

سلام میترا جون با تاخیر عیدتون مبارک سال خوبی داشته باشی. مشهد بودیم و خیلی یادت کردم. جات خالی بود. راستی در مورد خواب اصلا فراموشش کن خاله منم قدیمها یک همچین خوابی میبینه که بهش میگن تو 40 سالگی می میری . زندگی داشتیم ما ... همش گریه خدا حافظی لحظه شماری از بس بهش فکر میکرد و تکرار جوری شده بود که انگار همه اونو دیده بودیم الان چند سالم گذشته و دیگه هیچکس یادشم نیست. همین عید دامادی ژسرشون بود جات خالی. انشالله زنده باشی و دامادی ایلیای گلم . من که از ایران براش با آبکش آب می آرم.

شهناز

خبری ازت نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پانی

[قلب]هنوز که آپ نکردی دختر..... من به این وبلاگ امید بستم....

نازی

سلام میترا جان .یه وبلاگ جدید درست کردم .خوشحال میشم یه سری بهم بزنی

مریم

سلام میترا جون خوبی؟ کجایی؟ یه خبری از خودت بده خانمی.

آرام

سلام میترا جان! اول اینکه چرا کم پیدا شدی و خبری ازت نیست. دوم اینکه با تشکر از کمکت من یه وبلاگ تو پرشین بلاگ درست کردم. حالا دنیای سوال دارم. خودت گفتی مزاحمت بشم. [شوخی] اول اینکه می خوام بدونم برای وارد کردن یه مطلب جدید به جای ورود به وبلاگ خودم باید همیشه به صفحۀ اصلی پرسین بلاگ مراجعه کنم؟ دیگه اینکه وقتی می رم تو صفحۀ اول وبلاگم به جز متنی که نوشتم، کلی تبلیغات و توضیحات و تبریک از طرف پرشین بلاگ هست. مثلا پائین نوشتۀ من توضیح داده که خوش اومدی و حالا اینکار و بکن و نکن و از این حرفا. تو وبلاگ شما ها که از این چیزا نمی بینم. لابد یه راهی برای راحت شدن از دستش هست. سوم هم اینکه چطور می تونم آدرس وبلاگ تو و دوستانم رو add کنم؟ البته با اجازۀ خودتون. من در کل 5 -6 صفه بیشتر نیست که خوانندشون هستم. ولی همتون برام دوسای خوبی هستین.