رسم تکراری...اما خوشایند زندگی.

چه بر این کاغذ بی خط بنگارم

که همه تکراریست

چون نفس...عشق...لبخند

وهمه انچه که در دور وبرماست

همه تکراریست

چه نویسم...ازخستگی دست وقلم ؟؟؟

هوس بازی کاغذ که دلش واژه ای نو می خواهد؟؟؟یا غزلهایی را

کزتب هر شب من

درسحرگاه خیال

خط به خط می سوزد؟؟؟

همه تکراریست و

عادت زندگیم...

برگ نومی خواهم

واژه ای تازه ترازاین همه تکراری ها

واژه ای می خواهم

معنیش رنگ خدا

تابه ان واژه به دریای همه تازگیم غرق شوم

ای هوس باز بیا

برگ تا خورده ای خیسم....بیا

که برایت قصه ای نو

غصه ای...نو دارم

قصه ای نو ز تکرار...وفاداری شمع....

وپر سوخته ی....پروانه...

 

زندگی جریان عادیش رو در پیش داره...و منم بعد ۵ سال تو نقشم جا افتادم...

نقش یک همسر...و نقش زیبای یک مادر.

گاهی دلم برای نقش دختر خونه بودن تنگ میشه....اما همون موقع به خودم میگم...گذشته ها گذشت.

ودلم رو خوش میکنم...به دیدار دوباره خانواده و حد اقل چند هفته با هاشون بودن....

همونجور که گفته بودم....تموم تصمیمات سفر رو به رضا سپردم....

اونم برای ۳جولای برامون بلیط گرفت.....من و ایلیا ....از بروکسل...میریم اتاتورک "ترکیه" از اونور هم مستقیم مشهد.

۳هفته بعد ما رضا هم میاد و با اونم ۳هفته میمونیم و بعد برمیگردیم...به همین خونه غربت خودمون...

از همین الان دلم پره هیجان و اشتیاقه...پر از حس های خوب....

تموم برنا مه هام انجام شده...

و کار مونده ندارم....این روزها هم افتادم به جون خونه....اشپزخونه رو برق انداختم و حتی یه خال هم نداره.....واسه حمام هم وسایل نو و پرده حمام نو خریدم...و هفته دیگه باید حمام تکونی اساسی کنم...

هفته اول جون هم کل خونه رو زیر رو میکنم....و هفته های اخر جون...باید فریزر رو برای اقای همسر پر کنم از غذاهای اماده.....

قراره خواهر شوهرم از دبی و خاله ام اینا از ایران بیان....هنوز معلوم نیس کی؟؟؟چقدر بده این بی برنامه گی در ایران...که دست اخر بلیط میگیرن....

سوغاتیها و خریدهای خودم هنوز مونده....

برای خودم که ۳/۴هفته دیگه صبر میکنم...چون هنوز روند کاهش وزنم ادامه داره و ۵/۶ کیلو دیگه باید کم بشه.....

اما سوغاتیها رو باید شروع کنم....

برای روز مادر هم اقا ایلیا با همکاری ۱۰۰٪بابا رضا کلی کادو بهم داد....دست گلت درد نکنه خوشگلم....شاید تو ندونی...که همین مامان گفتنت و دیدن خنده های شیطونت...بهترین هدیه زندگیمه...

هدیه امسال(اپریل ۲۰۰۹)

Image Hosted by PicturePush - Photo Sharing 

کادوی روز مادر سال اول(۲۰۰۸)اپریل

Image Hosted by PicturePush - Photo Sharing

 

 و خلاصه تموم روند زندگی ادامه داره....

میدونم خیلی وقته که ننوشتم...میشه گفت از اون حال و هوای وبلاگنویسی بد جور در اومدم...

از اونجایی که کامنتها پر بود از سئوالهایی در مورد نحوه رژیمم تصمیم داشتم یک پست کلا به همین اختصاص بدم....اما اصلا حس و حالش نبود....اما همین الا قول میدم هفته بعد بنویسمش...چون خودم که خیلی راضی بودم و مطمئنم شماها هم میتونید ازش بهره ببرید.....

٣هفته مونده تا تولد ایلیا....توی دلم غلغله است....از یک طرف خاطره پارسال و کارهای رضا.....مجبورم میکنه که اینجا براش تولدی نگیرم....

اما... نمیدونم هنوز روش فکر میکنم....

رضا هم گاهی خوبه گاهی ......

اما من سعی میکنم خودم رو کنترل کنم...سعی میکنم اروم باشم و با مهربونی جواب بدیهاش رو بدم....نمبدونم اخر چی میشه/.....

یه پست اساسی از کارهای ایلیا و شیرینیاش باید بنویسم و برای ٢ سالگیش بزارم اینجا.....

نباید بزارم کار و در گیری من و از نوشتن دور کنه....

به همه وبلاگهای دوستان سر میزنم....اما اصلا وقتی برای کامنت نیس....

میدونم بی معرفتیه....اما به بزرگی خودتون من و ببخشید....

سعی میکنم خیلی زود پست بعدی رو که راجب رژیمم هست رو بزارم.

شاد باشید و موفق...برام دعا کنید.

 

/ 25 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Parisa

مرسی‌،به من سر زدی خوشابحالت هم لاغر شدی هم خونه‌تکونی کردی چه کار مفیدی ایندفعه ایران خوش بگذرون

شهناز

سلام خانومي شرمنده اگر دير برات كامنت گذاشتم . عكس هاي گل پسرت ديدم ماشاالله خيلي خوردني شده تا تولدش 5روزمونده ودوست داشتم تولدش را زودتر بهت تبريك بگم .اميدوارم كه زير سايه پروردگار تولد 120 سالگيش جشن بگيري .اميدوارم تعطيلات خوبي داشته باشي .هرچند دلمون براي نوشته هاي زيبايت وعكس هاي خوشگل ايليا جان تنگ ميشه در ضمن روز زن ومادر رو كه يكشنبه ديگه است بهت تبريك ميگم .مواظب خودت باش خانمي[گل]

ليلا مامان آرين

میاین ایران؟به سلامتی.خوش بگذره بهتون.تورو خدا این برنامه رژیم رو نوشتی حتما خبرم کن.چون من هم بدجوری دارم رو خودم کار می کنم.الان جلوشو نگیرم ممکنه از دستم در بره.[گریه]

آرام

میتی جونم نتونستم آدرس وبلاگت رو که نوشته بودی پیدا کنم. [ناراحت] حقیقتش اینجا اینقدر شرایط به هم ریخته و دل و دماغ هممونو گرفته که اصلا این جند روزه به فکر سر زدن به وبلاگم هم نیفتادم تا چه برسه تغییر قالب و تغییر حال وهوا. دعا کن خدا به هممون رحم کنه و از این وضعیت نجاتمون بده. حیف از اینهمه جوون. چی بگم. ولش کن.

شهناز

خانومي ....تولد ايلياجان مبارك باشه .اميدوارم تمام لحظات زندگيت پراز خنده ها وشاديهاي اين گل پسر دوست داشتنيت باشه.....

پویان و مامان

سلام میترا جون. ببخشید با تاخیر اومدم. یادم بود که پسر نازت 16 جون تولدشه اما این اتفاقات ایران حسابی گیجم کرده. تولد ایلیا جون و سالگرد مادر شدنت مبارک باشه خانمی. سفر خوبی براتون آرزو می کنم.

افسانه

توجه !! توجه !! دام وزارت اطلاعات براى به دام انداختن مردم ! اخيرا وزارت اطلاعات دو وبسايت تقلبى به نام موسوى راه انداخته. 2 وبسایت www.mirhoseyn.ir و www.mirhoseyn.com از شما می خواهند که نام، شماره تلفن و ایمیل خود را وارد کنید. با دادن شماره تلفن و یا آدرس ایمیل وزارت اطلاعات می تواند شما را دستگیر کند. این دام وزارت اطلاعات برای دستگیری مخالفان است. این دو وبسایت توسط شخصی با نام علی بهزادیان نژاد ثبت شده. >>>>این خبر را سریعا و وسیعا پخش کنید<<<

مامان دنی

سلام عزیزم ببخش که دیر اومدم راستش این چند وقت اینقدر فکرم درگیر ایران و مردم بود که نه به وبلاگی سر میزدم نه وبلاگ دنی رو آپ کردم ما Laren زندگی میکنیم نمیدونم بشناسی یا نه متوجه شدم که میخوای بری ایران امیدوارم که بهتون خیلی خیلی خوش بگذره و با روحیه ای شاد برگردی ببوس پسر گلت رو [ماچ]

مامان جون(ماهی قرمز)

سلام میترا جان امیدوارم خوب باشی و با ایلیای نازنین لذت ببری. عزیزم من نمیدونم چرا نمیتونم عکسا رو ببینم[ناراحت] در هر صورت امیدوارم همیشه شاد وخوشحال باشی در مورد تولد هم اصلا فکرای بد نکن تازه میتونی بزاری وقتی همسرت اومد ایران با کل خانواده در ایران بگیری شاد باش[ماچ] خوب حالا با ایلای نازنینم عسلم تولدت مبارک امیدوارم سالیان سال در کنار خانواده با خوبی و خوشی زندگی کنی [ماچ][گل]

ثمانه مامان مهدیار

سلام خانومی ... به سلامتی ایشالا بیاین ایران..... تولد ایلیا گل هم مبارک... بادم بوده که 26 خرداد بیام بهت تبریک بگم... ولی درگیر امتحانها بودم.. ایشالا زیر سایه شما 100 ساال با دل خوش زندگی کنه[ماچ][دست][هورا][دست] رژیمتو یادت نره ..بیای بنویسی[عینک]