روز نوشت

یادمان باشد: وقتی کسی را به خودمان وابسته کردیم ! در برابرش مسئولیم!!!

 

 

من شرمنده همه شما عزیزانی هستم که میاید و میخونیدم....خصوصا رویای گلم!

زندگی این چند وقت گذشته خوب و عالی واروم جریان داشت!

تصمیم داشتم به سوئد نزد برادرم  سفری داشته باشم...و بسیار هم مشتاق بودم...ابتدا همسرباز مخالفت کرد...... گفت همراهیمون نمیکنه.....داشتم منصرف میشدم....با ۲تابچه و راه به این دوری!!!!

خیلی فکر کردم....دیدم اگه کوتاه بیام  همسری زیاد ی خوش به حالش میشه بنابراین.....تصمیمم رو قطعی کردم...و برای خودم و جوجه ها بلیط گرفتم!!!!!

وقتی همسری دید تصمیمم جدی ...چند روز مونده به رفتنمون تصمیمش عوض شد و باهامون اومد....سفر خوبی بود و کلی روحیه مون رو تقویت کرد...

توی این چند وقته دختری خوشگلم هم راه رفتن یاد گرفت یعنی دقیقا توی ۱سال و ۲ماهگی....وروجکی شده نا گفتنی....

پسری هم مشغول درس و مدرسه و کلاساشه و خلاصه کشتی زندگیمون روی دریای ابی در حرکته....!

تا بعد.

/ 6 نظر / 15 بازدید
سوری مامان عسل و نفس

سلام عزیزم. خدا رو شکر که همه چیز عالی و بر وفق مراده. روزهای خوب و خوشی را برایت آرزو می کنم. ببوس فنگلهای خوشگلت رو[ماچ][بغل]

اتوسا

[گل][قلب]...همیشه شادباشی.

یاسی

میترا خسته شدم اینقدر اینجا و مسنجر پیغام گذاشتم برات اما جواب ندادی[ناراحت] چی شده ؟

رویا

سلام میترا جونم .چقدر خوشحال شدم وقتی نوشته ات رو تو وبلاگم دیدم و خوشحالتر هم شدم از اینکه رفتی سوید و روزهای خوشی رو داشتی . ما هم خوبیم مثل همیشه زندگی تکراری جریان داره و ما هم با اون در حرکتیم .شازده پسرم هم مشغول مهد کودک و دوستهای جدیدشه .اآرزو می کنم روزهای خوش بیشتری پیش رو داشته باشین عزیزم. ایلیا جون و النا جون رو ببوس از طرف من [ماچ]

lobat

shanidane khabraye khosh az to hameh ma ro shad mikoneh